ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
328
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ابو بكر صديق در سال دوازدهم هجرت كشته شد . خالد بن مخلد بجلى از عبد الله بن عمر عمرى ، از نافع ، از عبد الله بن عمر نقل مىكند * روز جنگ احد عمر بن خطاب به برادرش زيد گفت : تو را سوگند مىدهم كه زره مرا بپوشى . او نخست آن را پوشيد و سپس بيرون آورد ، عمر گفت : چرا چنين مىكنى ؟ گفت : من هم براى خود همان چيزى را مىخواهم كه تو براى خودت مىخواهى [ ظاهرا مقصود اين است كه من هم مىخواهم مقابل دشمن برهنه باشم . ] سعيد بن زيد ابن عمرو بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن زراح بن عدى بن كعب بن لوى ، كنيهاش ابو اعور و مادرش فاطمه دختر بعجة بن اميّة بن خويلد بن خالد بن معمّر بن حيان بن غنم بن مليح از قبيلهء خزاعه است . پدرش زيد بن عمرو بن نفيل از كسانى است كه در جستجوى دين واقعى بود و به شام رفت و از علماى مسيحى و يهودى دربارهء دين و دانش پرسشهايى كرد و از دين ايشان چيزى نپسنديد . تا آنكه مردى از مسيحيان به او گفت : تو در جستجوى آيين ابراهيمى ؟ زيد گفت : آيين ابراهيم چيست ؟ مرد مسيحى گفت : ابراهيم حنيف بود جز خداى يكتا را كه شريكى ندارد عبادت نمىكرد و با كسانى كه چيزى جز خداوند را عبادت مىكردند ستيزه مىكرد ، و از گوشت جانورانى كه آنان را براى بتان قربانى مىكردند نمىخورد . زيد بن عمرو گفت : آرى همين آيين را مىشناسم و بر اين دين هستم و از پرستش سنگ يا چوبى كه به دست خود آن را بتراشم بيزارم و مىدانم كه چيزى نيست . گويد : زيد به مكه برگشت و بر آيين ابراهيم بود . واقدى از على بن عيسى حكمى ، از پدرش ، از عامر بن ربيعه نقل مىكند * زيد بن عمرو بن نفيل در جستجوى دين بود و از آيين يهودى و مسيحى و پرستش بتان و مجسمههاى سنگى كراهت داشت و مخالفت با قوم خود را آشكار ساخت و از پرستش الهههاى آنان و آنچه پدرانشان مىپرستيدند خوددارى كرد و از خوردن گوشت جانورانى كه آنان مىكشتند خوددارى مىكرد . عامر مىگويد ، زيد به من گفت : من با آيين ملت خود مخالفم و از دين ابراهيم و اسماعيل پيروى مىكنم كه به سوى اين كعبه نماز مىگزاردند و منتظر ظهور پيامبرى از فرزندان اسماعيل هستم كه مبعوث خواهد شد و گمان نمىكنم من